محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5414
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كردند و او را « الناطق بالحق » ناميد . على بن عيسى را سرپرست وى كرد و ولايت عراق را به دو داد . گويد : نخستين كسى كه براى موسى بيعت گرفت بشر بن سميدع ازدى بود كه ولايتدار بلد بود . پس از آن عامل مكه و عامل مدينه از گروهى اندك از خواص مردم ، نه عامه ، بيعت گرفتند . گويد : آنگاه فضل بن ربيع از ذكر نام عبد الله و قاسم و دعا گفتن براى آنها بر منبرها نهى كرد و نهانى كسان را واداشت كه از عبد الله سخن آرند و بد او گويند و نيز همراه يكى از پرده داران كعبه به نام محمد بن عبد الله طلحى نامه اى به مكه فرستاد كه آن دو نامه را كه هارون براى عبد الله و به عهدهء محمد نوشته بود و در كعبه نهاده بود برگيرند . آن كس هر دو نامه را بياورد ديگر پرده داران دربارهء آن سخن كردند اما به آنها اعتنايى نكرد ، آنها نيز بر جان خويش بيمناك شدند . وقتى نامه ها را پيش محمد برد آن را از وى بگرفت و جايزه اى گرانقدر داد و نامه ها را پاره كرد و باطل كرد . راوى گويد : چنان كه گويند محمد از آن پيش كه مأمون مخالفت وى را آشكار كند نامه اى به دو نوشته بود و خواسته بود كه از ولاياتى از ولايتهاى خراسان كه نام برده بود چشم بپوشد كه عامل آن از جانب محمد فرستاده شود و نيز بپذيرد كه يكى از جانب محمد فرستاده شود و بريد را به دو سپارد كه اخبار وى را بنويسد . گويد : وقتى نامه در اين باب به مأمون رسيد بر او گران آمد و سخت بود ، كس از پى فضل بن سهل و برادر وى فرستاد و با آنها در اين باب مشورت كرد . فضل گفت : « كارى سخت مهم است » گروهى از شيعيان و مردم خاندانت كه از خواص تواند به مشورت دلخوشند و اگر اين كار را بىحضور آنها فيصل دهى رنجيده شوند كه اين نشان كم اعتمادى است ، بسته به راى امير است . حسن گفت : « چنين مىگفتهاند كه به جستجوى راى درست با كسى مشورت